بسم الرب العشق
ماه رجب همواره با شکوه و زیبا و باعث بسیاری از پیوندها ست .
چندی پیش محمد به هفته نا مه تلاش گفت:
عاشق شده ام و امیدوارم عشقم ماندگار باشد و به جمع عشق های بچه گانه امروز ه نپیوندد.
محمد سلوکی و همسر نازنیش در روز مبعث پیامبر (ص) مصادف با ۲۰ مرداد بر سر سفره عقد نشسته و پیمان میبندند که تا آخرین لحظات زندگی یار و شریک یک دیگر باشند

این عشق به ازدواج رسید و بسیار خرسندم که طبق تمایل محمد جواد سلوکی به جمع عشق های بچه گانه امروز نپیوست.
محمد سلوکی و همسر بزرگوارش از صمیم قلب و با شادی فراوان برایتان آرزوی زندگی مملو از عشق و زیبایی آرزومندم
از تو بسیار ممنونم دختر نازنینی که باعث شدی محمد بزرگترین هدیه ی الهی را لمس و احساس کند
همچون برادر نداشته ام دوستش می دارم برای افکار و عقایدش.از ذهنش کسی خبر ندارد اما از کوزه همان برون تراود که در اوست

به یمن نیک می گیریم شنبه را که آغاز هفته است و آغاز زندگیتان.امید دارم که حضرت محمد و خدایش که صاحب و آفریننده عشق است در یاد و خاطر و زندگیتان همواره جاری باشند.و حتی لحظه ای نرسد که خدا را در زندگیتان احساس نکنید

روزی که به اطمینان رسیدم که قرار است محمد جواد سلوکی با معشوقه اش در ۲۰ مرداد با هم عهدی آسمانی ببندند ۱ رجب بود و من روزه بودم و قبل از افطار بزرگترین آرزویم را خوشبختی و سلامتی محمد و همسرش انتخاب کردم
دیروز هم هنگامی که بر شمع های تولدم چشم دوخته بودم و آنها در انتظار فوت شدن آرزوی روز تولدم را به آرامش و سلامتی و خوشبختی همه از جمله محمد سلوکی و همسر نازنینش اختصاص دادم
امشب شب تولد وبلاگم است او هم همچنان انسانها که با خود در فکر تغییری هستند تصمیم گرفت که در پایان ۱ سالگی اش تیترش را عوض کند به جای محمد و مهدی سلوکی کامران و هومن بشود: محمد سلوکی
خیلی وقت بود که میخواست هدفش را از زندگی اش به شما بگوید.وبم را می گویم.
امروز می خواهد فریاد زند:((اگر از محمد سلوکی می نویسم به خاطر هر چیزی که معنای عشق و دوست داشتن را در این زمانه زیر سوال برده نیست اگر از محمد سلوکی می نویسم به این دلیل است که افکارش را می پسندم.او را برادر بزرگم می دانم . دوست دارم خواهر کوچکش را نا امید نکند دوست دارم حرفهایش نقاب نباشد که احساس می کنم نیست و دوست دارم شخصیت با صلابتش در نظری خراب نشود که ان شا ا... نمیشود.))
عکس هایی از محمد سلوکی به ترتیب زمان آنها گذاشته ام که امیدوارم برایتان جالب باشد.
امیدوارم هر ۲ عاشقی که به هم در این ماه می پیوندند خوشبخت باشند آرزو مندم غمی در زندگیشان پیش نیاید که احتیاج به شراکت داشته باشد.پس در شادی و خوشبختی هم شریک با شند .خدا فرزندانی صالح به آنها عطا کند و خواسته هایشان جز در مسیر حکمت خدا نباشد. آنگاه است که تمامی خواسته هایشان بی هیچ غمی به آنها میرسند.
کاش همسران مجبور نباشند به هم بگویند نیمده رفتیم
هر انسان مشهور و محبوبی حق دارد مسیر و نوع زندگیش را مشخص کند اما او موظف است با دقت بیشتری نسبت به دیگران رفتار کند زیرا:
چشمان کو چولویی است که شب و روز
خیره و مجذوب تو را می نگرند
گوش های کو چولویی است که تیز و تند
هر واژه ای از کلام تو را به گوش می سپرند
دست های کو چولویی است که مشتاقانه
همان می کنند که دست های تو می کنند
وپسرک کوچولویی است که در رویاهای خود
روزی را می بیند که چونان تو شده است
تو معبود پسرک کوچولویی
تو عاقل ترین عاقلانی
در ذهن کوچولوی او
تو برای همیشه خدشه نا پذیری
ایمان او از جان و دل به تو ست
و به هر آنچه که میکنی و میگویی
بزرگ هم که شد چنان تو خواهد گفت و چنان توخواهد کرد
پسرک کوچولوی تیز بینی است
که به حقانیت همیشگی تو ایمان دارد
و چشمانش همیشه بازند
و شب و روز تو را می نگرند
هر روز خدا با هر کاری که می کنی
الگویی برایش می گذاری
چون پسرک کوچولو در انتظارست
تا بزرگ شود و چنان تو شود
زندگیشان با عزت و عشق مستدام و زیبا باد
۱۳۸۶/۵/۸
شیما
عکس ها خیلی شاید صفحه دیر لود بشه ولی از همه عکس هست.پس:
تحمل کن اگه حتی تحمل کردنش سخته![]()
این ۳ ماه کلی اتفاق مهم افتاد:
۱-سال نو شد ۱۳۸۶![]()
۲-کلیپ دوست دارم خیلی زیاد از کامران و هومن پخش شد.![]()
۳-محمد سلوکی باز هم به صبح تهران باز گشت با تغییر مدل موی خیلی جالب که البته الان تقریبا" به حالت اول برگشته![]()
۴-آلبوم ریمیکس کامران و هومن آمد![]()
۵-کتای کبیسه با حضور محمد سلوکی و محمد سلیمی در نمایشگاه بین المللی کتاب رو نمایی شد![]()
۶-امتحانای خرداد بود..............![]()
و...........................
مهمترین خبر:
بالاخره انتظار به پایان رسید و سنتوری مجوز اکران گرفت
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با این عنوان این خبر را تصدیق کرد
با حذف چاووشی رادان رسما خواننده سنتوری شد.
حالا عکسای دوست دارم خیلی زیاد را با هم میبینیم.(اگه تکراری ببخشید
)

سهراب سپهری شاملو حافظ و سعدی میخونم
تمامی شاعر های مورد علاقه من تو این مصرع جمعن.جای فریدون مشیری هم برای شعر کوچه اش خالی است.

این هم هومن در حال گفتن :
دوست دارم خیلی زیاد

اگر دقت کنید کامران و هومن عزیز را در وسط عکس میبینید.

در حال رقص جمعی

یه زنگ به مریم میزنم(مریم حیدر زاده گل)
این عکس هم مربوط به۸ اسفند ۱۳۸۵ است.

خب و اما حالا......
این شعر را خیلی دوست دارم از وب:http://kabiseh.blogfa.com/
البته این وبلاگ ریطی به کتاب کبیسه ندارد.
با قلمی از جنس آسمان
اما بغض می کند
خودکارم را می گویم
بعد انگار که ساعت ها باریده باشد
دفترم خیس خیس می شود
و من چون کودکی که ساعت ها در زیر باران منتظر مانده باشد
می نویسم:
آن مرد در باران........
باز هم نیامد!!
البته اصولا" علاقه ای به چیز های غم انگیز ندارم ولی گاهی زیبایی شعر باعث می شه فراموش کنی غم انگیز است .من که به یاد حضرت مهدی می افتم.شما چه طور؟
چند تا عکس از پشت صحنه زنده رود براتون دارم:
این جا دارد باکتش عینکش را پاک میکند
این مدت بحث شب شیشه اش داغ بود که تا پایان خرداد ادامه دارد.از میهمانان برنامه :
پوریا پور سرخ

باران که سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول این دوره را به وسیله بازی عالی اش به خود اختصاص داد.

و بهرام رادان که با حرف هاش کلی جنجال به پا کرد.به همراه گلشیفته که به خاطر بازی به یاد ماندنی در میم مثل مادر دعوت شده بود.

حامد کمیلی عزیز که من ۱ بار بیوگرافیش را گذاشتم اما مثل این پست به خاطر مشکلات بلاگفا ثبت نشد.

و

به نظرم در حق شهاب حسینی کم لطفی شد.

و حمید گودرزی

و کارگردانان به نامی مانند :اقای پور احمد و خانم درخشنده
بازیگران پیشکسوت مانند:استاد نصیریان.آقای داوود رشیدی
و اما متن ترانه خیلی ممنون از آلبوم ریمیکس کامران و هومن:
میگی هنوز تو فکرمی،بعضی شبا خواب نداری
میگن با یکی دیدنت،میگن خیلی دوسش داری
میگی مگه میشه منو یه روز فراموش بکنی
میگن به هرچی اون بگه،بدون شک گوش میکنی
گوشی و ور میداری و،چند وقت یه بار زنگ میزنی
چند وقت یه بار،به آرزوم،به رویاهام رنگ میزنی
بعدش شلوغ میشه سرت،یهو میگی باید بری
میدونم تو زندگیم، خیلی باشی،مسافری ی ی
خیلی ممنون که می پرسی حالمو
خیلی ممنون خیلی ممنون
نگرانی واسه من
خیلی ممنون خیلی ممنون
که میخوای بدونی با کیم؟؟ کجام؟
خیلی ممنون...پس چرا دلت نمی سوزه واسه سادگی هام
خیلی ممنون خیلی ممنون خیلی ممنون
گوشی و ور میداری و،چند وقت یه بار زنگ میزنی
چند وقت یه بار،به آرزو،به رویاهام رنگ میزنی
بعدش میگی شاید باید،از هم دیگه دور بمونیم
میگی باید سعی بکنیم،سخته ولی ما میتونیم
تو؛اونی که اومد یه روز از آسمون نیستی
تو؛اونی که می خواست منو تا پای جون نیستی
تو؛اونی که بهشتو آورد رو زمین
و نوشت که فقط منو میخواد همین
و نداشت تو حرفاش حتی یه نقطه چین؛نیستی
خیلی ممنون که می پرسی حالمو
خیلی ممنون نگرانی واسه من
خیلی ممنون خیلی ممنون
که میخوای بدونی با کیم؟؟ کجام؟
خیلی ممنون...پس چرا دلت نمی سوزه واسه سادگی هام
خیلی ممنون که می پرسی حالمو خیلی ممنون
می دانید که قرار ۲باره کوله پشتی شروع بشه :

این عکس از بچه های ۷ شنبه است که الان فعالیت فرزاد حسنی در این برنامه به چشم می آید.
من یه تشکر درست حسابی به هما جان بدهکارم که در این مدت خیلی به من کمک کرد و اکثر عکس های زنده رود را برام تهیه کرد.ازش ممنونم.عکس های فرزاد حسنی هم متعلق به اوست.در پیوندها میتونید آدرس وبش رابا نام کلبه ی غزل و فرزادحسنی که برای طرفداران فرزاد حسنی است ببینید.
منتظر نظراتون هستم دوست دارم واقعا" راجع به وب نظر بدین.در نظر سنجی هم شرکت کنید تا این وب مطابق با نظر شما اداره شود.
و جمله امروز:
بای.![]()
ممکنه به خاطر تعداد زیاد عکس دیر باز شه ولی بازش کنین که ارزششو داره
اول نتایج نظر سنجی بهترین مجری:
۲۲۷ نفر در این نظر سنجی شر کت کرده که ۱۲۸ نفر از آنان به محمد سلوکی ۶۳ نفر فرزاد حسنی۲۰ رای جواد مولانیاو ۱۶ رای احسان علی خانی رای دادند بدین ترتیب:
۱-محمد سلوکی با۵۶٪
۲-فرزاد حسنی۲۷٪
۳-جواد مولانیا
۴-احسان علی خانی
و اماااااااااااااا
امروز یه روز خیلی خیلی خوب.۸/۱۲/۱۳۸۵ محمد سلوکی وارد سن ۲۸ سالگی می شه.

محمد سلوکی که در حال حاضر مجری برنامه زنده رود است( بهترین بر نامه شبکه اصفهان) جمعه این هفته پذیرای برادرش مهدی سلوکی بود.جالب و با مزه .

محمد سلوکی از مهدی پرسید :((چند تا خواهر برادرین؟)) مهدی در حالی که می خندید گفت:((من از دار دنیا ۱ داداش بیشتر ندارم.))
محمد پرسید:((از خودت بزرگتر؟)) و مهدی خندید.محمد گفت جدی می گم خب هر کس می آید این سوالا را ازش می پرسیم.مهدی گفت:((بله بزرگتر))
خلاصه با این سوال جوابا معلوم شد که مهدی نقاشی هم می کند و به دیوار خونشون وصل می کنه.مهدی از کار ما چند نفر به شدت ناراحت بود.
وستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
راستی میدونید که ۲ هفته است عینک میزنه![]()

کاش می دانستم چیست ؟: آن چه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست

واین متعلق به مجله ماهان که پارسال برای محمد تولد گرفت.

این عکس را هم امسال مجله تلاش برای تولد محمد سلوکی با دعوت از او و برادرش گرفته:
و این هم مقدمه کتاب کبیسه که محمد سلیمی نوشته و با پشتیبانی محمد سلوکی است:

برای اینکه متنش رابتونید بخونید بزرگ گذاشتم.
و در آخر باز هم زمزمه می کنم ولادت پاک و زیبایت را:

جمله امروز:
نیومده رفتیم.

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست
هر کجا می نگرم نور رخش جلوه گر است
هر کجا می گذرم روضه رضوانه اوست

در مدرسه ما هرروز زیارت عا شورا برگزار می شود.پنج شنبه هم سفره حضرت رقیه بود.جایتان خالی حال و هوای بسیار خوبی آنجا حاکم است.

بیایید عهد کنیم که در ماه محرم یک کار ناپسند که عادت به انجام آن داریم را ترک کنیم به احترام امام حسین و حضرت ابوالفضل
کس نمی داند زمن جز اندکی
وز هزاران جرم و بد فعلی یکی
من همی آن دانم و ستار من
جرم ها و زشتی کردار من
هرچه کردم جمله ناکرده گرفت
طاعت ناورده, آورده گرفت
نام من در نامه پاکان نوشت
دوزخی بودم ببخشیدم بهشت
عفوکردآن جملگی جرم و گناه
شدسفیدآن نامه و روی سیاه
آه کردم چون رسن شد آه من
گشت آویزان رسن در چاه من
آن رسن بگرفتم و بیرون شدم
شادو زفت وفربه وگلگون شدم
در بن چاهی همی بودم نگون
در دوعالم هم نمی گنجم کنون
آفرین ها بر تو بادا ای خدا
ناگهان کردی مرا از غم جدا
گر سر هر موی من گردد زبان
شکر های تو نیایید در بیان

حسین است اسوه ی فضل و شهامت
چراغ روشن راه هدایت
به دشت کربلا آن رهرو عشق
عیان بنمود آئین شرافت
باز هم تسلیت عرض میکنم اگر به مراسم عزاداری رفتید یاد بنده حقیر هم باشید.در ضمن خوب است که به خاطر مظلومیت حسین گریه کنیم و سینه زنیم ولی بهتر آن است که به کار بزرگ و هدفشان فکر کنیم و از آن برای زندگی حال درس گیریم.
جمله امروز:مهم ترین اتفاق زندگی روزی است که در آن با ذهنی که مارا تکان می دهد روبه رو شویم.
عید بزرگ غدیر مبارک.امیدوارم هیچ وقت زیباییهای زندگی را از یاد نبرید
.اگر یادتون باشه چند پست قبل به شما گفتم که می خوام شعربراتون بنویسم
.در ضمن می خوام یکمی وب را تغییر بدم.از زیباییها و خوبی های زندگی بگیم
.شعرها و مطالبی که عاشقانه است و به انسان روحیه می ده بنویسم وجمله های زیبا و حتی کمی خنده دار در حالی که احساسین
.و اگه خدایی نکرده کسی از زندگیش ناراحت یامشکلی داره همه با هم راجع بهش حرف بزنیم و شاید مشکلش حل بشه من قبلا" توی وبی عضو بودم و یک نفر می خواست خود کشی کنه و تا حالا هم این کار را کرده بود و موفق نشده بود با هم حرف زدیم و اون هم متقاعد شد که کارش اشتباه و همه چیز برگشت به زیبایی که با ید تو زندگی هر کس باشه.شاید بگین من با این سن بچم
و یه بچه دبیرستانی را به این کارا چه ولی
پیشنهاد می کنم حتی یک بار هم که شده ازماهواره و یا با تهیه سی دی و کتاب آقای دکتر علیرضا آزمندیان برنامه ایشان راببینید.مطمئنم دید زیبایی نسبت به زندگی پیدا می کنید
.خبر خبر خبر
عید غدیر در برنامه مثل ماه برترین های شبکه تهران معرفی شدند و و
محمد سلوکی
به عنوان مجری برتر( فکر کنم بخش اجتماعی)انتخاب شد.
البته به خاطر برنامه صبح تهران که با خانم امینیان اجرا می کند و خانم امینیان هم مجری زن بر تر شد:

اسامی کسانی که یادم هست را می نویسم
:حامد کمیلی
یوسف تیموری
سحر ولد بیگی
راحله امینیان
حمید لولایی
فرهاد قائمیان
اکرم محمدی
حسن پور شیرازی
محمود شهریاری (با تقدیر از جواد یحیوی
)نرگس آل عیوب
امیر جعفری
دکتر ناظمی(اگه فامیلشون را اشتباه نکرده باشم.)و
از طرف دارای کسائی که اسمشون را فراموش کردم عذر می خواهم.به همشون تبریک می گم مخصوصا" به
محمد سلوکی و کسائی که جلوی اسمشون
و
.jpg)
و
.jpg)
و
.jpg)
و
.jpg)
و
.jpg)
عکسای داغ فدای سرت از وبی گزفتم که آدرسش رو عکس ها هست.

و کامرانمو![]()

و

اینم از شعر امروز:
تو را چون نسیم صبا دوست دارم
تو را چون حدیث وفا دوست دارم
چو حل گشته ام در وجود تو با خون
تو را از من و ما جدا دوست دارم
دلم را کسی جز تو کی می شناسد
تو را ای بدرد آشنا دوست دارم
چو بیمار جان بر لبم از جدایی
گل بوسه را چون دوا دوست دارم
بلای وجودی مرا مبتلا کن
زهستی گذشتم بلا دوست دارم
بگیر از سرم سایه ی شهپرت را
تورا همچو فر هما دوست دارم
شبهای تاریک و تلخ جدایی
خیال تو را چون دعا دوست دارم
قسم به دو چشمان غمریز مستت
تورا من به قدر خدادوست دارم
راجع به قالب جدید وبم چه نظری دارین؟
اینم تقدیم به هواداران فرزاد حسنی:به وب کلبه ی غزل هما برین برای فرزاد حسنی است.

و

و

و جمله امروز....
همیشه نزدیک ترین لحظه به طلوع خورشید تاریک ترین قسمت شب است.